...:::... دانلود آلبوم غریبانه 2 - غلام کویتی پور ...:::...
دانلود آلبوم غریبانه 2
غلام کویتی پور

حیلت رها کن عاشقا دیوانه شو دیوانه شو
واندر دل آتش درآی پروانه شو پروانه شو
هم خویش را بیگانه کن هم خانه را ویرانه کن
وانگه بیا با عاشقان همخانه شو همخانه شو
تو لیله القدری برو تا لیله القدری شوی
چون ابر مر ارواح را کاشانه شو کاشانه شو
باید که جمله جان شوی تا لایق جانان شوی
گر سوی مستان میروی مستانه شومستانه شو
رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از کینه ها
وانگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو
از نخست زندگی هرگز نمی شد باورم
که شود این خانه روزی قتلگاه همسرم
دیده تنها که حتی یک نفر یارم نبود
میرم انجا پشت در افتاده تنها یاورم
او مرا می خواند و من ان روز دستم بچه بود
کاش انجا جان من می شد برون از پیکرم
خاطرات هسمر شب زنده دارم زنده ماند
از مناجات سحرگاهانه زینب دخترم
ای شب تاریک بازا تا نهاند چشم خلق
قبر نا پیدای زهرا بگیرم در برم
او مرا می خواند و من ان روز دستم بچه بود
کاش انجا جان من میشد برون از پیکرم
خدایا خدیا مرا می برند ( 2)
کجا میبرندم کجا می برند (2 )
مرا غیر از این دل نصیبی نبود (2)
خدایا خدایا چرا می برند (2)
خدایا خدیا مرا می برند ( 2)
دریغا بهاران این باغ را
به گلزار ان لاله ها می برند
دلیله بقای مرا ای دریغ
به ارامگاه بقی می برند
کجا میبرندم کجا می برند (2)
خدایا خدیا مرا می برند ( 2)
چه کردی که اینگونه این گفت یار
تو را مرحبا مرحبا می برند ( 2)
چه کردی که خاک تو را اید این
از این پس برای شفا می برند
کجا میبرندم کجا میبرند (2)
خدایا خدایا مرا می برند
ای اشک غم بیا و یاری کن
خون دلم ز دیده جاری کن (2)
خوشکیده شد جوانه ی جانم
این کشته را تو اب یاری کن
بیا برادر سر به شانه ام بگذار
که تو بنالی سر و من بگریم زار
ایوای غم در اشک من پیداست
سوز دله من از سخن پیداست
اینجا بریده گر نمی روید
از افتی که در شمم پیداست
نه سایه ی سردی که کسی در ان بیاسیاد
نه شوق خوشحالی که لبی به خنده بگشاید
نه عابری پیداست نه کاروان مانده
نه خیمه ای پیداست نه سایبان مانده
به سرخی خونی که تا ابد جاریست
شقایقی پرپر به پای هر خواریست
گفت ای مرغ چرا حال پریشان داری
وز غم چیست چنین ناله و افغان داری
اشک خونین ز چه از چشم ترت میریزد
گو به من خون که از بال و پرت میریزد
آتش تو آتش زده بر پیکر من
خبری تازه اگر هست بکن با خبرم
تا سحر ای شمع به بالین من امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه غم ناگهان بر دل نشست رحم کن امشب مرا غمخوار باش
همدم من مونس من شمع من جز توام در این جهان غمخوار کو؟
من در این صحرای وحشتزای مرگ وای بر من وای بر من یار کو؟
آه ای یاران به فریادم رسید!
ورنه امشب مرگ به فریادم رسد
ترسم این شیرین تر از جانم فراق
چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شب من
بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه بی تابی خویش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش
ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه
نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه
ای آسمان بازی نکن آفتاب و مهتاب نمیاد
دل من همچین گرفته که دیگه وا نمیشه
همه آدما غریبه اند اما نه شبیه ما
آخه قلب هیشکی اینجوری تنها نمیشه
ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه
نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه
همه ابرها نم بارون می شینه رو چشمشون
اما بغض هیشکی اینجوری دریا نمیشه
همه میگن از غم عشق و فراق یارشون
اما هیشکی مثل ما عاشق و رسوا نمیشه
ای آسمان ابر تو اشکش دیگه دریا نمیشه
نه دیگه هیشکی غمش مثل غم ما نمیشه
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
آه و واويلا… كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارانت پر ثمر گشته
آه و واويلا… كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما
اي نخل غلتيده به خون
اشكي از شادي
هم چو من بفشان … روز آزادي
خيل ياران را … خيز و ياري كن
دشت شادي را … آب ياري كن
نخل در آتش شعله ور
گر چه شد بي سر
نوبتي ديگر گشته بار آور
شهد پيروزي خوشـهء خرما
زورق ومن … ماهي و دريا
ممد نبودي ببيني
گريهء باران لاله رو يا ند از تربت ياران
گشته آبادان هرچه و يران شد
تربت ياران گلباران شد
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
ممد نبودي ببيني شهر آزاد گشته
خون يارا نت پر ثمر گشته
آه وواويـــلا… كو جهان آرا
نور دوچشمان تر ما

با عرض سلام